ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

83

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

باب ثانى عشر در ذكر پادشاهان هندوان و نسب ايشان از آنچه بما رسيده است چنين روايتست كه بعد از رفتن يافث ، حام ، پسر نوح عليه السّلام ، برفت و به جنوب مغرب قرار گرفت ، و هم بر سان آنچه پسران يافث گفتيم كه زمينها به نام ايشان بازخواندند . حام را فرزندان بودند . يكى را نام زنگ بود و از پيش پدر برفت با گروه فرزندان ، و زمين زنگبار بگرفت . و از جمله‌ى فرزندان حام از وى بد سيرت‌تر و خون‌خوارتر نبود و بدمهرتر ، و آنجا نسل زنگيان بسيار گشت . و هيچ مردمى و سرشت پسنديده خداى تعالى دريشان نيافريده است ، و از كار هم باك نبرند و غم ندارند . و اگرچه زمين ايشان كان بزر و سيم و هر نعمت است ، ازيشان بىزينتتر و بىهمّتتر آدمى نباشد . و ديگر پسرش هندو نام بود ، به ميان جنوب مشرق اندر ، آرامگاه گرفت ، و نسلش بىكرانه شد . و به حكم قسمت زحل آن اقليم را تربيت مىكند ، و نظر سعد ، ازان پرعلم و دانا آمدند و تيز خاطر و فهم و ناپاك و حيلت‌گر و فريبنده ، امّا از مروّت دور و كم‌همّت و بيشترين عوام سفله به غايت باشند . و بربر و قبط هم از فرزندان وى بودند ، و بدين زمينها آرام ساختند كه به نام ايشان بازخوانند . و به روايتى ديگر حبش را پسر حام گويند ، و به ديگر روايت نبيره . و زمين حبشه از وى و عشيرت و فرزندانش آباد گشت . و نوبه همچنين از فرزندان حبش آنجا تحويل كردند ، و اين كشورها را جمله نسب پادشاهان و فرود ايشان اغلب به حام بن نوح كنند . و روايت است كه از عهد فرود آمدن آدم عليه السّلام به سرنديب و مقام او بدان جايگاه و كوه بسيارى از فرزندان او بماندند كه به هندوستان مقام داشتند ، و به وقت طوفان بقيّتى ازيشان مانده بودند . و اين ذكر در قصّه‌ى ملوك عجم گفته شود ، از حكايت برهمنان هندوان ، اگرچه مقالتها و گفتار كفر ايشان اعتماد كمتر توان كرد . و به ديگر روايت خود اينست ، و محقّقتر شمرند كه اصل و نسب هندوان جمله از فرزندان حام است ، و عمارت آن كشور بعد از طوفان بود - و چگونگى خداى داند جلّ و علا . و ما اخبار هندوان به جايگاه خويش گوييم ، آنچه معيّن است اندر قصص ملوك . امّا كتابى ديدم قديم ازان هندوان كه ابو صالح بن شعيب بن جامع از زبان هندوى به تازى ترجمه كرده